تبلیغات
کشاورزی نوین و پایدار - از هر دست که بدی از همان دست هم میگیری...
 
کشاورزی نوین و پایدار
درویشی تهیدست از كنار باغ كریم خان زند عبور می‌كرد. چشمش به کریم خان افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد.
كریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند.
كریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟
درویش گفت: نام من كریم است و نام تو هم كریم و خدا هم كریم. آن كریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟
كریم خان در حال كشیدن قلیان بود؛
گفت چه می‌خواهی؟
درویش گفت: همین
قلیان، مرا بس است.
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و
قلیان بفروخت. خریدار قلیان كسی نبود جز كسی كه می‌خواست نزد كریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سكه كرد و قلیان نزد كریم خان برد.
روزگاری سپری شد. درویش جهت تشكر نزد خان رفت. ناگه چشمش به
قلیان افتاد. با دست اشاره‌هایی به كریم خان زند كرد و گفت: نه من كریمم نه تو. كریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول كرد و قلیان تو هم سر جایش هست.

. . . وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ

هر چیزى در راه خدا خرج كنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت (انفال 60)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1396/02/21 11:29 ق.ظ
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting
anyplace, when i read this paragraph i thought i could also create
comment due to this sensible post.
سه شنبه 1396/01/29 06:24 ق.ظ
Everyone loves it when folks get together and share thoughts.
Great website, stick with it!
چهارشنبه 1396/01/23 11:45 ب.ظ
Very energetic post, I enjoyed that a lot. Will there be a part 2?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :